آخرین ملاقات شهید کاظمی و رهبر انقلاب
۲۱ دی ۹۵ ، ۱۵:۳۴
گروه شهید احمد کاظمی ۲ نظر اشتراک گذاری

آخرین ملاقات شهید کاظمی و رهبر انقلاب

یادگاری ها-خانواده

رهبر انقلاب فرمودند: آن روزى که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته شهادت بود؛ وقتى این جمله را گفتم، چشم‌هاى شهید کاظمى پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: «دو هفته پیش شهید کاظمى پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم:

یکى این‌که دعا کنید من روسفید بشوم، دوم این‌که دعا کنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهاى مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همه‌تان باید شهید شوید؛ ولیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم آن روزى که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته‌ى شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتى این جمله را گفتم، چشم‌هاى شهید کاظمى پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند!»

«فاصله‌‌ى بین مرگ و زندگى، فاصله‌ى بسیار کوتاهى است؛ یک لحظه است. ما سرگرم زندگى هستیم و غافلیم از حرکتى که همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات مى‌کنند؛ هر کسى یک طور؛ بعضى‌ها واقعاً روسفید خدا را ملاقات مى‌کنند، که احمد کاظمى و این برادران حتماً از این قبیل بودند؛ اینها زحمت کشیده بودند.

ما باید سعى‌مان این باشد که روسفید خدا را ملاقات کنیم؛ چون از حالا تا یک لحظه‌ى دیگر، اصلاً نمى‌دانیم که ما از این مرز عبور خواهیم کرد یا نه؛ احتمال دارد همین یک ساعت دیگر یا یک روز دیگر نوبتِ به ما برسد که از این مرز عبور کنیم. از خدا بخواهیم که مرگ ما مرگى باشد که خود آن مرگ هم ان‌شاءاللَّه مایه‌ى روسفیدى ما باشد.ان‌شاءاللَّه خدا شماها را حفظ کند.»

نظرات (۲)

  1. م.شوبکلائی
    شاید ماجرای زندگی هر کدام از آدم‌های روی زمین را بشود کتاب کرد، اما ماجرای اندک‌کسانی آنقدر خواندنی است که به فکرْ وادارت کند؛ هر کتابی تو را سرشار از عشق نمی‌کند. کتاب زندگیِ بعضی‌ها را که می‌خوانی، اندیشه‌هایش به تاروپود اندیشه‌هایت می‌پیچد؛ آندم، با او - که صبرش حوادث تلخ دنیا را به سُخره گرفته است و با اندیشه‌هایش اوج می‌گیری، روحت موج برمی‌دارد، تاب می‌خورد و سرشار از انرژی می‌شود و آنگاه از او الهام می‌یابی.
  2. احمد

    سلام خدا بر مجاهدان راه حق

    دلم برای آن شهید گمنامی که چند سال پیش در وب موسسه شهید کاظمی مطلب میگذاشت تنگ شده ولی انگار اون دلش برا من تنگ نمیشه دو شب پیش مشکلی داشتم به شهید کاظمی توسل پیدا کردم بهش گفتم چند سال مهمون سفره ات بودم و بهم لطف کردی . تو عاشق حضرت زهرا هستی و به ایشون قسم میخوردی . منو نگاه کن و تنها نذار به حرمت حضرت زهرا. ای کاش اون شهید گمنام هم برام دعا می کرد ... التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

یک خشت در بهشت به نیابت مدافع حرم شهید محسن حججی


بسم الله الرحمن الرحیم
اردوی جهادی در جستجوی نور۲۰
رمز: یا زهرا (س)
موضوع: جهاد اکبر
یادواره: شهید عباسعلی جوزی
برگزار کننده: موسسه شهیدکاظمی
ماموریت: ساخت مسجد شهدای مدافع حرم(محسن حججی/سرلک) در روستای محروم "کمرون" توابع شهرستان فریدونشهر
حرکت ساعت ۷ صبح روز چهارشنبه از محل مزار مطهر شهید محسن حججی و شهدای شهرستان نجف آباد.
شماره کارت : 6104337770117412
شماره حساب 4086710869
شبا IR760120000000004086710869

معرفی و فروشگاه کتاب

معرفی کتاب اربعین طوبی
معرفی کتاب پادشاهان پیاده
معرفی کتاب عمار حلب
نردبانی برای چیدن نارنج …