می‌دانید بوی عشق چیست ؟
۱۸ شهریور ۹۴ ، ۰۸:۵۷
شهید حاج احمد کاظمی ۷ نظر اشتراک گذاری

می‌دانید بوی عشق چیست ؟

کلام شهید

احمد وقتی از یاران شهید خود سخن می‌گوید بی تاب می‌شود و گریه می‌کند . آن کلاه پشمی‌را که کلی خاک بر آن نشسته , می‌کشد روی پیشانی اش تا ابروها و بعد از ته دل آهی می‌کشد که دل را آتش می‌زند . به چشم‌های او که نگاه می‌کنی بوی عشق می‌دهد .

می‌دانید بوی عشق چیست ؟ بوی عشق , بوی بدن‌های سوخته در معبر مین عملیات رمضان است . بوی بدن‌های تاول زده از شیمیایی‌های دشمن در کربلای ۸ است . بوی تند کافور در سالن سپنتاست که بیش از ده هزار شهید را در خود دیده است . بوی عشق , بوی بهشتی بچه‌های عملیات قادر است . این است که احمد نمیتواند جبهه ای نباشد . اگر بخواهیم احمد را خیلی خلاصه تعریف کنیم باید بگوییم , شیعه تنوری بود. راستی راستی تو دهان شیر می‌رفت و از آن تک دانه‌هایی بود که شاید هر صد سال یک بار مثل آن , پیدا شود .

نظرات (۷)

  1. تمنا
    احمد جان بنده عاشقم بذار هر کی هر چی میخواد بگه.مهم اونه که عاشقشم وشما رفقا.راستی سردار همدانی هم به جمعتان پیوست.
  2. تمنا
    سلام عزیزم امروز خیلی خسته شدم ولی جز خستگی روزانه این مشکلات بیشتر اذیتم میکنه کمک کن احمد جان.احمد احمد احمد.................
  3. تمنا
    سلام احمد جان عیدت مبارک.دعام کن خیللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللی زیاد.به یادتم به یادم باش.
                                                                                              
                                                                        الهی و ربی من لی غیرک
  4. تمنا
    احمد عزیزم برای چندمین بار یست که برات نامه می فرستم ولی پاسخی دریافت نمیکنم.
    عزیزم احمدجان قولهایت زود یادت رفت .بنده فقط به این امید دارم این زندگی پر از رنج را در این دیوارهای تنگ و تاریک سپری می سازم.
    احمد عزیزم تنهام نذار تو رو قسمت میدم به حضرت زهرا من یتیمم بی کسم در این دنیای فانی دستمو بگیرو با خودت ببر.مگه خودت نگفتی به حالمان آگاهی پس چرا رفیق جوابمو نمیدی.میدونم گناه بسیار کرده ام ولی دلم به شفاعت شما خوش است.منتظرم هر چه زودتر جواب نامه هایم را بدهی.منتظرش می مانم زیرا که عاشقش هستم عزیزم
  5. تمنا
    لبیک اللهم لبیک 10سال هم گذشت چه زود عمرمان در این سرزمین پر از درد سپری می گردد.وگویی تازه همین امروز بود که جسم مطهر و پاکت بر دستان عاشقان بسوی بهشت برین حضرت حق ربوده میشد. تمام نجواهای تو را احمد بارها با خالق خویش کرده ام ولی اوضاعم بدجوری پیشش خرابه و پرونده ام سیاه.
    آه که فقط میخواهم عاشقانه ملاقاتتان کنم.با روی سفید مهدی را حسین راوتمام اون عزیزانی را که تو خود بهتر می شناسیشان.
    چقدر رسمش بد است فراق را می گویم.
    10 سال پیش همین موقع می گفتم ای کاروان آهسته ران،کارام جانم میرود،وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود.با دلستانم مییییییییرود.
  6. تمنا
    سلام رفیق خوب میدانی که بی کس و تنهایم لقای هر چه زودترم را از خداوند رحیم بخواه قلبم از درد متلاشی گشته بیزارم ......میدانم غصه هایم اذیتت میکند ودل شکسته ام را در این دیار غریب مرهمی نمیباشد.بگذار بیایم.بس است دیگراین چند  سالی که عمر کرده ام به اندازه تمام ...رنج کشیده ام در این سیاره رنج فقط میخواهم که پاکیزه شما را زیارت کنم.کاش سعادت اینو داشتم که اون کلاه بافتی یشمی قشنگتو با اون لباسهای سبزمقدستونو اون پوتینهاتون برای حتی یکبار هم شده می شستم.من عاشق شونم میدانم که اگر خوب باشم خداوند وعده ی خویش را عملی خواهدساخت ودر محضر شما روسفید او را ملاقات خواهم کرد.
    حرفهای دیگران چون نیشتری بر دل خسته ام فرود می اید ومن نمیدانم جز خدا به که پناه برم. تو رو خدا مرا را بخوان .مرا بخوان ...تا به سویت به پرواز در ایم.وبگویم اوخیش راحت شدم از این سیاره رنج..............منتظرت می مانم احمد عزیزم.
  7. تمنا
    سلام احمد عزیزم نمیدانم که چطور به خودم اجازه دادم اینگونه صدایت کنم ولی اینروزها پاک وضع روحیم بهم خورده سعی میکنم که در ظاهر خود را مخفی کنم ولی درونم را شما خوب میدانید.کمکم میکنی رفیق تا شانه هایم و قلبم تحمل این همه رنج و سختی را بر دوش بکشد.ارامم کن.از خانم فاطمه زهرا بخواه نظر عنایت خاصی به این بنده گنه کار بکنه میدانم شما ابرومن درگاهش هستید.خیلی دعام کن تا زودتر این شرایط به لطف خداوند سپری گردد.دلم بدجوری هوای خاکهای پاک و معطر مناطق جنوب را کرده،از دوکوهه اش بگیر تا طلائیه و شلمچه و هویزه و اروند خروشانو فتح المبین و چزابه و پاسگاه زید و دهلاویه ومعراج وحتی مجنونی که هرگز به چشم خویش ندیدم ولی وصفش را از خودت و یاران شهیدت شنیدم.حالا من لیلی گمگشته دیوانه وار وسرگشته ان نیزارها و ان شهدای غواصی شده ام .دیگر اشکهایم و بغض فرو خفته ام مجال نمیدهند.احمد عزیزم خیلللللللللللی....................بگذار وقتی روسفید و پاکیزه به دیدارتان شتافتم از زبان خودم بشنوی این کلمه را............التماس دعای زیاد.متشکرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

یک خشت در بهشت به نیابت مدافع حرم شهید محسن حججی


بسم الله الرحمن الرحیم
اردوی جهادی در جستجوی نور۲۰
رمز: یا زهرا (س)
موضوع: جهاد اکبر
یادواره: شهید عباسعلی جوزی
برگزار کننده: موسسه شهیدکاظمی
ماموریت: ساخت مسجد شهدای مدافع حرم(محسن حججی/سرلک) در روستای محروم "کمرون" توابع شهرستان فریدونشهر
حرکت ساعت ۷ صبح روز چهارشنبه از محل مزار مطهر شهید محسن حججی و شهدای شهرستان نجف آباد.
شماره کارت : 6104337770117412
شماره حساب 4086710869
شبا IR760120000000004086710869

معرفی و فروشگاه کتاب

معرفی کتاب اربعین طوبی
معرفی کتاب پادشاهان پیاده
معرفی کتاب عمار حلب
نردبانی برای چیدن نارنج …