موسسه سر لشکر شهید حاج احمد کاظمی

لوگوی حمایتی
مطالب پر بحث تر

آخرین ملاقات شهید کاظمی و رهبر انقلاب

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۳۴ ب.ظ

رهبر انقلاب فرمودند: آن روزى که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته شهادت بود؛ وقتى این جمله را گفتم، چشم‌هاى شهید کاظمى پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: «دو هفته پیش شهید کاظمى پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم:

  • گروه شهید حاج احمد کاظمی

فاتح خرمشهر

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۲۵ ق.ظ

سرلشگر حاج قاسم سلیمانی (فرمانده سپاه قدس) : من تصورم این بود که وقتی خبر شهادت احمد گفته شد، حداقل تیتر همهء روزنامه های ما باید این جمله باشد که "فاتح خرمشهر شهید شد".
گفتن از او سخت است.چرا که هیچوقت از خودش نگفت. وقتی از او پرسیدند شما در عملیات فتح المبین چه کردید؟

  • گروه شهید حاج احمد کاظمی

کلیپ صدای بسیار زیبای حاجی قبل از شهادت

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ق.ظ

صدای حاج احمد 
بسم الله الرحمن الرحیم ، ساعت -ده - و نُه و سی و پنج دقیه اس حدود یکساعت و سی دقیقه اس رو آسمونیم ، موتور نداریم و با سلام و صلوات ایشاالله میریم می شینیم ارومیه و ایشاالله که بخیربگذره ، اشهد وان لااله الا الله و اشهدو ان محمد رسول الله .....

حجم: 13.5 مگابایت
  • گروه شهید حاج احمد کاظمی

 به نقل از روابط عمومی‌لشکر ۸ زرهی نجف اشرف کنگره شهدای عرفه به مناسبت یازدهمین سالگرد شهادت شهید کاظمی‌همراه دومین یادواره شهدای مدافع حرم لشکر ۸ زرهی نجف اشرف با عنوان از عشق تا دمشق روز پنج شنبه ۲۳ دی ماه ساعت ۱۸ در فرهنگسرای خارون – سالن شهروند نجف آباد برگزار می‌گردد.

  • شهید حاج احمد کاظمی

آرزوی شهادت شهید احمد کاظمی

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۰۶ ق.ظ
  • شهید حاج احمد کاظمی

کلیپی زیبا از شهید احمد کاظمی

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۰۵ ق.ظ
  • شهید حاج احمد کاظمی
  • شهید حاج احمد کاظمی

لحظه سقوط هواپیمای شهید احمد کاظمی

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ
  • شهید حاج احمد کاظمی

شهید احمد کاظمی از زبان سردار قاسم سلیمانی

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۴۷ ب.ظ
  • شهید حاج احمد کاظمی
  • شهید حاج احمد کاظمی

بازخوانی نحوه شهادت احمد کاظمی و همراهانش

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۴۰ ب.ظ
به گزارش گلستان24، امروز هواپیمای جت دو موتوره فالکن نیروی هوایی سپاه با خلبانی سرتیپ پاسدار کروندی که خود هم فرمانده پایگاه هوایی قدر تهران و هم استاد خلبان با بیش از دو هزار ساعت پرواز بود از تهران به مقصد ارومیه عازم می ‌شود و در نزدیکی فرودگاه ارومیه موقع باز کردن چرخ های هواپیما به برج اطلاع می ‌دهد چرخ های هواپیما باز نمی ‌شود و از فرودگاه برای بازگشت به تهران اجازه می ‌گیرد. هواپیما فاصله زیادی از باند فرودگاه نگرفته بوده که خلبان به برج اطلاع می‌ دهد که هر دو موتور هواپیما از کار افتاده است و بعد از آن صدای خلبان قطع شده و هواپیما سقوط می ‌کند و هر 11 سرنشین هواپیما به شهادت می ‌رسند. اینها اظهارات سردار سید یحیی رحیم صفوی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در یک گفتگوی خبری در روز 19 دی ماه 84 اعلام می شود.
  • شهید حاج احمد کاظمی

شهید کاظمی+لحظه شهادت

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۴۹ ق.ظ
  • شهید حاج احمد کاظمی

مال دنیا

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۳۷ ق.ظ

حدود یک سال قبل از اینکه سردار به نیروی زمینی بروند یک روز من را برای یک مسئله حقوقی به دفتر احضار کردند .بنده مشاور حقوقی ایشان در نیروی هوایی سپاه بودم.

به دفتر ایشان رفتم .خیلی مضطرب وپریشان حال بودند و دائما دور اتاق قدم میزدند ( گویا یکی از افراد مشکل مالی برای مجموعه ایجاد کرده بود و اشتباه خودش را قبول نداشت ). گفتم: سردار بنشینیم و صحبت کینم… با همان حال گفتند: نه! گفتم: در خدمتم اتفاقی افتاده؟ گفتند: ما ( فرماندهان و مسئولان ) زمانی که باید به دنبال دنیا و لذت بردن از آن میرفتیم رفتیم به دنبال کسب آخرتمان الان که محاسنمان سفید شده و سن وسالی ازما گذشته به دنبال دنیا افتاده ایم…و این حرف همیشه در ذهن من مانده و میماند …

  • شهید حاج احمد کاظمی

سردار سرلشکر شهید احمد کاظمی

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۱۵ ق.ظ

زندگی نامه+خاطرات در ادامه مطلب

زندگی نامه

سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی در سال 1337 در نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود و همچون سایر جوانان، سرگرم تحصیل گردید. با پیدایش جرقه های انقلاب اسلامی دوشادوش ملت به مبارزه علیه رژیم ستم شاهی پرداخت و در بیست و سومین بهار زندگی خود، در اوایل سال 59 به کردستان رفت تا با رزمی بی امان، دشمنان داخلی انقلاب را منکوب نماید. او دوران جوانی خود را با لذت حضور در جبهه های نبرد از کردستان گرفته تا جای جای جبهه های جنوب در صف مقدم مبارزه با متجاوزان بعثی در سِـمت هایی چون: دو سال فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان، شش سال فرماندهی لشکر 8 نجف،

  • شهید حاج احمد کاظمی

انتظار پدر از فرزند

دوشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۵۱ ق.ظ

فرزند شهید …

فرزند شهید بودن کار آسانی نیست ، فرقی نمی‌کند فرزند یک بسیجی شهید باشی و یا یک سردار شهید ، البته تفاوت کوچکی می‌کند و آن اینکه شاید خیلی‌ها آن بسیجی شهید را نشناسند و تا ابد این فرزند شهید همچون پدرش گمنام بماند اما آن فرزند شهید باید یک فرد عادی در جامعه باشد اما نمی‌تواند عادی رفتار کند چون منسوب به یک واژه است : فرزند شهید

همه پدر او را کم و بیش می‌شناسند ، انتظارهایی که از ایشان و امثال محمد مهدی می‌رود به مراتب بیش از دیگران است و واقعا سخت است ، اما وقتی می‌بینی این فرزند سال‌ها تحت تربیت پدری همچون حاج احمد کاظمی‌بزرگ شده است و می‌تواند ادامه دهنده راه او باشد دلت قرص و محکم می‌شود که الحمدالله فرزندانش در راه این نظام و انقلاب هستند و می‌توانند مثل پدرشان جزو بهترین‌ها باشند .

  • شهید حاج احمد کاظمی

حاج احمد خادم الحسین علیه الاسلام

چهارشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۰۸ ب.ظ

حاجی حواسش به همه چیز بود،از محتوای سخنرانی و مداحی ها و نماز جماعتهای ظهر عاشورا و تاسوعا گرفته، تا گذاشتن چند نفر مامور جهت جفت کردن کفشهای عزاداران وگرفتن اسفند دم درب و دقت در توزیع صبحانه و غذای ظهر عاشورای و تاسوعا که به بهترین نحو ممکن صورت پذیرند.

برگزاری هیات و مراسم عزاداری در دهه اول محرم برایش ازاهم واجبات به شمار می آمد و خدایی سنگ تمام می گذاشت،اماکیفیت اجراء آن برایش خیلی مهم تر بود. بطوری که می توان از هیات عاشقان ثارالله لشکر 8 نجف اشرف بعنوان یک الگوی نمونه عزاداری نام برد.

ازچند وقت قبل بزرگترها و معتمیدنش در لشکر را خبر می کرد، چند تا بسیجی و یکی دو تاپیر غلام امام حسین (ع) سپس تقسیم کار می کرد، حاج حسین،حاج عباس، سید ناصر،حاج فاضل،حاج رضا، حاج غلامعلی، حاج آقا جنتیان، برادر احمد پور و بسیجی هرکدام بر اساس تخصص وتوان مسئولیتی را به عهده می گرفتند، آنها هم که حاجی را خوب می شناختند در عین حال اخلاص و صبر اما جدی، منظم و ریز بین.

  • شهید گمنام

دریافت فایل
حجم: 2.02 مگابایت

  • شهید حاج احمد کاظمی

حجم: 89 کیلوبایت
  • شهید حاج احمد کاظمی

خاطره سردارقربانی ازشهیدکاظمی وخرازی

پنجشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۲ ق.ظ

حجم: 333 کیلوبایت
  • شهید حاج احمد کاظمی

دانلود فایل صوتی استخاره برای شهید کاظمی

سه شنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۳۲ ق.ظ

دریافت فایل

حجم: 177 کیلوبایت
  • شهید حاج احمد کاظمی

فاتح خرمشهر بعد از دفاع مقدس

چهارشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۴۸ ق.ظ

احمد با کوله باری از تجربه و خاطراتی از حماسه و ایثار بسیجیان و دوستان شهیدش،راهی تهران شد.حالا باید مثل بچه‌های خوب و مودب لباس‌های اتو کشیده به تن کند ،در جلسات پشت میز بنشیند و نامه‌هایش را در کارتابل بخواند.خوب،چه اشکالی دارد! این نتیجه ی ماندن است.\”فاتح خرمشهر\” در آغاز راهی قرار گرفته که تحمل آن برای او مشکل و طاقت فرساست.

احمد شیری را می‌ماند که در قفس کرده اند،امّا شیر اگر در قفس هم باشد باز،هم شیر است.برای همین،احمد حتّی سخت تر از دوران دفاع مقدّس،چون سربازی فداکار خود را در اختیار فرمانده اش \”آقا سید علی آقا\” قرار می‌دهد و زمانی نمی‌گذرد که عشق به رهبری و ولایت پذیری او برسر زبان‌ها می‌افتد.پذیرفتن مأموریت بسیار سخت در شمال غرب کشور و حضور مقتدرانه و اثر گذار او در آنجا و رضایت فرمانده کل قوا از عملکرد احمد،نشاندهنده ی موفّقیّت او در رشد و سیر الی الله است.

منبع : کتاب احمد – بنی لوحی سید علی – ص ۱۳۱

  • شهید حاج احمد کاظمی

فرماندهی نیروی هوائی سپاه

سه شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۴۶ ق.ظ

احمد که از غرب بازگشت آنقدر کارنامه اش درخشان بود که فرمانده کل قوا حضرت آیت الله العظمی‌خامنه ای در فرازی از حکم انتصاب او نوشتند:

\”فرماندهی نیروی هوایی جوان و پر نشاط سپاه پاسداران را به شما که از سرداران کار آمد و پر توان و شجاع و برخوردار از سوابق درخشان در دوران دفاع مقدس و پس از آن می‌باشید می‌سپارم\”

حضور احمد کاضمی‌تحولی عظیم در نیروی هوایی بوجود آورد و از آنجا که او تحلیلی صحیح از شرایط سیاسی و نظامی‌و تهدیدات آینده داشت تمام توان خود را در تقویت بنیه ی موشکی جمهوری اسلامی‌ایران معطوف داشت که موفقیت تولید و آزمایش موشک شهاب۳ نمادی از این اراده فولادین است.در همین دوره بود که زلزله ای ویرانگر،شهر  بم را با خاک یکسان کرد.حضور احمد در همان ساعات اولیه و بسیج کلیه ی امکانات نیرو ی هوایی به منطقه و انتقال بیش از ۳۰ هزار مجروح به تهران،در کمتر از یک هفته،صفحه ی درخشان دیگری بر کارنامه ی افتخار آمیز احمد افزود.   نگارنده در آنجا شاهد بودم که او بدون خواب و خوراک و در ساده ترین صورت ممکن فرماندهی بزرگترین عملیات حمل و نقل هوایی را بر عهده گرفت در حالی که همه می‌گفتند:

احمد بیش از صد ساعت می‌شود که خواب را به چشمان خود حرام کرده است.

منبع : کتاب احمد ، بنی لوحی سید علی ، ص ۱۳۵

  • شهید حاج احمد کاظمی

یاد یاران سفر کرده

دوشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۴۶ ق.ظ

احمد با قلبی آکنده از دوستان شهیدش،بیش از هفت سال فرمانده ی شمال غرب کشور شد.جایی که صد‌ها نفر از شهیدانمان در ارتفاعات غرب پیرانشهر مانده بودند و این فرمانده ی دلسوز که مسؤو لیت بسیجی ماندن را هم بر شانه‌ها حمل می‌کند،شبهای زیادی را به یاد آنها گریسته است،در این دوره ی نسبتا طولانی که فرزندان احمد دوران رشد و شکوفایی خود را طی می‌کنند و بیش از هر زمانی به حضور پدر نیاز دارند،این مادر است که آن بار سنگین را تحمّل می‌کند و مانند همه ی دوران مشترک زندگی،خانه به دوش،مسؤولیت نبودن احمد را به انجام می‌رساند.و چه زیباست،در چنین شرایطی که لحظه  لحظه ی آن بوی شهادت می‌دهد و  هیچ شبی از آن بدون دلهره و اظطراب   نمی‌کذرد،وقتی احمد با بدنی خسته از مسؤولیتی سنگین به خانه باز می‌گردد یکی دو ساعت که نه،همان لحظه ی ورود،همه ی خستگی‌ها از بدن او برطرف می‌شود و این صفا و محبّت هدیه ی بانوی نمونه ای است که حضرت  صدیقه ی طاهره سلام الله علیها را الگو ی خود ساخته است.به اعتقاد من \”بزرگترین راز\”زندگی احمد را در اینجا باید جستجو کرد،اینکه تو بیش از هر کس دیگری به زندگی خود با همسرت عشق بورزی اما دنبال چیز دیگری باشی.شاید از این گنجینه ی نهفته در دل‌هایی که خودرا به کمتر از بهشت نفروخته اند در \”صحرای محشر \”رو نمایی می‌شود.

کتاب احمد – بنی لوحی سید علی – ص ۱۳۳

  • شهید حاج احمد کاظمی

صد ساعت بیداری شهید احمد کاظمی‌در بم

چهارشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۴۸ ب.ظ

زلزله بم اما جدا از همه جنبه‌های فنی و ناظر بر ساختمان سازی، فرصتی بود برای انسان‌سازی و چه خوب، کسی که در بم نگاه داشتن آتش شوق سال‌های خون و شهادت را در سینه خود به ظهور رساند، چند سالی بعد، پاداش حقیقی خود را دریافت کرد.

حاج احمد، تنها مرد سال‌های مقاومت و جهاد علیه دشمن بعثی نبود، بلکه هر جا ندای مظلومی‌شنیده می‌شد، باید زودتر از همه به دفاع برمی‌خاست.

خبر حادثه دلخراش زلزله بم را که شنید، اندوه همه وجودش را فرا گرفت؛ آن قدر که پیش از همه به نجات زلزله زده‌ها شتافت؛ «نخستین ناجی زلزله‌زدگان بم»، کسی نبود جز یادگار سال‌های دفاع مقدس، حاج احمد کاظمی؛ همان گونه به سان سال‌های جانبازی در جبهه‌ها گمنام و ناشناس، پیش از همه خود را به بم رسانده و مشغول کمک‌رسانی بود.

  • شهید حاج احمد کاظمی

شهید کاظمی

بابا خیلی روی زیارت عاشورا تأکید داشت.همیشه به من و سعید می‌گفت:قبل از خوابیدن و بیرون رفتن از خانه،هر قدر که می‌توانیم قرآن بخوانیم.می‌گفت تأثیرش را در زندگی تان می‌بینید.قرآن خواندن و زیارت عاشورای خودش که ترک نمی‌شد.هر روز صبح در راه محل کارش زیارت عاشورا می‌خواند.صبح‌های جمعه هم چهار تایی دور هم می‌نشستیم در همین اتاق و سوره جمعه می‌خواندیم.

منبع : کتاب احمد ، بنی لوحی سید علی ، ص ۱۳۹

روایت محمد مهدی کاظمی

  • شهید حاج احمد کاظمی

فقط یک خواسته دارم آن هم شهادت

يكشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۱۹ ق.ظ

عازم کربلا بودم . روز قبل از حرکت برای خداحافظی با شهید کاظمی تماس گرفتم. بعد از اظهار محبت برای این تماس ، گفت: چشمت به گنبد و بارگاه حضرت عباس (ع) که افتاد ، اگر یاد من بودی به آقا سلام برسان و بگو، تو می‌دانی که من چقدر تو را دوست دارم. من فقط از تو یک خواسته دارم؛ آن‌هم شهادت است. بگو، آقا نگذار همین ‌طوری ازبین بروم.

بعد گفت: این را هم به آقا بگو،اگرممکن است فقط به من کمی مهلت بدهید؛چندتا کار ناتمام دارم، تمام کنم. خودم تاریخش را اعلام میکنم .

  • شهید حاج احمد کاظمی

مثل همه ی آدم‌های بزرگ…

شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۰۷ ب.ظ

دلم می‌خواست که حتما بیاید، ولی عقلم می‌گفت،کلی کار دارد و تازه مریض هم هست . قول هم که نداد، گفته که اگر شد می‌آیم .

به بچه‌ها نگفتم که مهمان شب چه کسی است؛چون همان عقلم می‌گفت، بچه‌ها از تحویل گرفتن مسئولان خیرها دیده‌اند و می‌دانند کسی مثل سردار کاظمی، برای یک جمع ۵۰ تا ۱۰۰نفره، به پایگاه نخواهد آمد؛ مثل همه‌ ی آدم‌های بزرگ . با این‌ حال دلم روشن بود.

تا آخر شب منتظربودم. بالاخره عقلم برنده شد. سه روز بعد نامه ‌ای با امضای ایشان به ‌نام مسئول پایگاه و خطاب به همه ‌ی اعضا آمد. درآن،بابت نیامدنش معذرت‌ خواهی کرده بود. ظاهرا ًحالش بدشده بود و بستری هم شده بود .

عقلم گفت: من که گفتم او با همه فرق دارد.

  • شهید حاج احمد کاظمی

حاج قاسم یادت می‌آید ؟؟

پنجشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۵۷ ق.ظ

حاج احمد گفت: اجازه بدهید حاج قاسم هم حادثه جالبی را که این روزها در مورد جنازه یک شهید بسیجی در عراق اتفاق افتاده را برای دوستان نقل کند. حاج قاسم هم نقل می کند که چگونه یک بسیجی شهادت خود را در جبهه پیش بینی می کند و با استفاده از کارت و پلاک یک اسیر عراقی زمینه دفن جنازه خود را در کربلا فراهم می کند و حال سال‌ها پس از مفقودیت ، یک خانواده عراقی آدرس قبر او را در کربلا به حاج قاسم رسانده اند تا به خانواده اش خبر دهد.

  • شهید حاج احمد کاظمی

احمَد،احمَد،احمِد

چهارشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۴، ۰۴:۵۰ ب.ظ

در عملیات بیت المقدس دو تا از فرمانده‌های تیپ‌های سپاه اسم کوچکشان \”احمد\” بود . احمد کاظمی‌و احمد متوسلیان . معرف هر دو در شبکه ی بی سیم قرارگاه احمد بود. تماس که می‌گرفتند از لهچه شان می‌فهمیدیم که کدام است .

گاهی هم دو احمد با هم کار داشتند . احمد کاظمی‌، متوسلیان را این طوری صدا می‌زد : \” احمَد،احمَد،احمِد\”.

یادگاران – کتاب احمد کاظمی‌– نیازی ، یحیی- روایت فتح – ص ۳۲

  • شهید حاج احمد کاظمی

بسیجی بی ترمز

چهارشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۳۶ ق.ظ

شنیده‌اید در جنگ مى‌گفتند بسیجى بى‌ترمز است، این یک معنا و حرف دیگرى داشت؛ اینها خوب عاشق شهادت بودند و پا بر زمین مى‌کوبیدند. همین شهید عزیزمان، احمد کاظمى را من در جبهه دیده بودم؛ آن‌چنان اقتدارى داشت که اشاره مى‌کرد، بسیجى‌ها حرفش را گوش مى‌کردند. این‌طور نیست که بسیجى که عاشق است، مجاز باشد برخلاف امر فرمانده و برخلاف انضباط سازمانى و انضباط عملى در محیط زندگى، یک حرکت بى‌انضباطى انجام بدهد؛ به‌خصوص که دانشجو و شما دانشجوها. ما براى شماها خیلى قیمت قائلیم.

امام خامنه ای (مدظله العالی)

  • شهید حاج احمد کاظمی