موسسه سر لشکر شهید حاج احمد کاظمی

لوگوی حمایتی
مطالب پر بحث تر
بایگانی

اردوی خدمت رسانی در مناطق محروم

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۴ ب.ظ

اردوی خدمت رسانی در مناطق محروم

نام اردو: درجستجوی نور 20

رمز: یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

شرکت کنندگان: جهادگران موسسه شهید کاظمی

یادواره: شهید حاج عباسعلی جوزی

زمان: شهریور ماه 1396

  • شهید گمنام

اردوی جهادی 1396 شهید کاظمی

جمعه, ۲۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۰ ب.ظ

سه سال می شنیدیم قرارگاه خاتم الانبیاء(ص)در قالب پروژه های محرومیت زدایی به مناطق محروم کمک می کند، با هر زحمتی بود نامه ای از ستاد کل نیروهای مسلح گرفتیم برای فرماندهی این قرارگاه که در صورت امکان به موسسه شهید کاظمی جهت ساخت مسجد روستای دورک کمک کنند.

با پیگیری های فراوان نتیجه نگرفتیم چون کلنگ زنی و شروع ساخت این مسجد ماجراهای خاص خودش را دارد، روزی که به سفارش بسیج سازندگی استان وارد این منطقه شدیم متوجه شدیم علی رغم وجود گروههای جهادی و حتی خود مردم این مسجد توسط مسئولین شهرستان به دلیل نا معلوم و منطقی به پیمانکار واگذار شده است و با پرداخت مبالغ زیادی که روستائیان از حاصل دست رنجشان در کوهها و جمع اوری کرفس به پیمانکار پرداخت نموده اند همچنین کمکهای مسئولین شهرستان و استان اصفهان متاسفانه این پروژه دستخوش بی مهری پیمانکار و سوء مدیریت و.... قرار گرفته و مشکلات بسیار زیادی بوجود امده که هنوز درگیر رتق و فتق این اموریم و به دلیل فضای عمومی نمیتوان نوشت که چه ظلمی به این مردم شده است توسط افرادی که با نیتهایی نا معلوم به خانه خدا هم رحم نکرده اند!!!!! حتما حکمتی داشت که شهید کاظمی مارا به این ناکجا آباد هدایت کرد و خیری بود که موسسه شهیدکاظمی و مسئولین و بچه هایش با صبر و تحمل مشکلات و حواشی خاص این منطقه را سه سال تحمل کرده و درگیرش شدند.

خلاصه دو هفته گذشته اطلاع دادند که سردار حزنی تشریف می اورند اصفهان و از طریق ایشان دعوت شدیم تا در جلسه مسئولین استان و افتتاح پروژه های محرومیت زدایی استان شرکت کنیم که ما وقع آن جلسه هم نمیتوان بیان نمود فقط میتوان گفت متاسفیم و تکلیفمان بسیار زیادتر می شود وقتی شاهدیم که مسئولین........افتتاح پروژه هایی که........ باز هم میگوییم حتما حکمتی داشته و ما مامور به صبر و تحملیم.

جلسه برگزار شد و عصر همان روز افتخار بزرگ میزبانی سردار حزنی عزیزی که همان روحیه بسیجی زمان جنگ را حفظ کرده اند از بس خاکی، مخلص، ساده زیست، پرکار و متخصص هستند در موسسه نصیبمان شد.

دقایقی در موسسه در خدمتشان بودیم همه تلاشمان این بود که بتوانیم به نحو شایسته منطقه فریدونشهر و محرومیت بسیار بالای این منطقه را برای ایشان توصیف کنیم تا شایدکمکی برای آن منطقه اختصاص دهند که ایشان هم قول حمایت دادندو چقدر خوشحال بودیم که شاید همه این سختی ها را حاج احمد جلوی پایمان گذاشت و صبرش را هم داد که چنین روزی را نشانمان دهد و صدای مردم فقیر ان منطقه را بتوانیم به مسئولین برسانیم و ظلمهایی که سالیان بسیار زیادی است به آنها روا می شود که اینقدر زیاد است که حتی با و جود انقلاب اسلامی و هزینه های بالایی هم گردیده باز هم در اوج فقر هستند.

 جالب اینکه اصلا به زبانمان نیامد بگوییم سردار کمکی هم به موسسه بکنید انگار مامور بودیم فقط مشکلات مردم دورک و پشت کوه دوم را بگوییم.

چنذ روزی گذشت که مجددا دعوتمان کردند تهران دفتر سردار حزنی و خواستند که فرماندار را هم با خودمان همراه کنیم جلسه سر ساعت تشکیل شد، وقتی وارد اطاقشان شدیم متواضعانه احترام گذاشتند انرژی فوق العاده و تواضعشان همچنین تصاویر زیبایی از دوستان شهیدشان و دست نوشته ها خیلی زیبا جلب توجه می کردند.

فرماندار با بیان مشکلات مردم منطقه شروع کردند، دوازه ساعت است خود شهرستان فریدونشهر قطع برق دارد، سه روز است تمام راههای روستاها بسته شده و از صدو پنج روستا هشتاد روستا در محاصره  شدید برف وبارانند، نه برق دارند و نه آب، بعضی گردنه ها و مناطق چیزی حدود صدو شصت سانت برف انباشت شده است، در سی چهل سال گذشته بی سابقه است و چند میلیارد تومان خسارت به شهرستان وارد شده است، مطلع شدیم چند بچه و خانواده بیمارند و در آستانه مرگ اما هیچ امکان دسترسی نیست حتی هلیکوپتر، در سال قبل بدلیل بسته بودن راه بر اثر برف گرفتگی مجبور شدیم یک فروند هلیکوپتر اعزام کنیم که در محل دست کمک خلبان به پروانه عقب هلیکوپتر برخورد کرد و قطع شد.

سال قبل یک خانم وضع حمل داشت که مجبور شدند در بیل لودر بگذارند و به مرکز شهرستان انتقالش دهند، همین امسال اقای لاچینانی مجبور شده بود خانمی را جهت وضع حمل بیاورد مرکز شهرستان خانم نتوانست تحمل کند و در ماشین به طرز بسیار دردناک و سختی وضع حمل نموده است.

آقای سلیمی فرماندار که سابقه طلبگی دارند و در تهران وزارت کشور مشغول بکار بوده اند با روحیه بسیجی حاضر شده اند با تنزل جایگاه و رتبه شغلی شان تهران را ترک کنند و بروند فریدونشهر به قول خودشان منطقه پشت کوه بدتر از بشاگرد است، از صدو پنج روستای منطقه و ترکیب بالای پراکندگی جمعیت روستایی و وسعت زیاد منطقه هنوز چند روستا جاده، آب و برق ندارند.

ایشان گزارشات را دادند و ترکیب جمعیتی و ظلمهایی که در طول تاریخ به قوم لر این مردم با صفا، مهمان نواز با صداقت و قومی که شجاعتشان زبانزد عام وخاص است و حتی در سرودهایشان به زبان لری می شنویم را بیان نمودند.

سردار حزنی بسیار غمگین شدند و سپس ما هم مشاهدات این سه سال و حرفهایی که تاکنون به هیچ کسی نگفته بودیم را به همرزم شهید کاظمی گفتیم اعم از مظلومیت و محرومیت منطقه و همچنین ظلمهایی را که شاهد بودیم به این مردم شد.

درپایان ایشان بودجه خوبی را برای محرومیت زدایی منطقه در نظر گرفتند و چند دستور بسیار خوبی برای رفع محرومیت دادند و ابلاغ نمودند که شاید یکی از دستورات خیرش به تمام منطق محروم کشور برسد، ایشان اعلام فرموند دیگر هیچ فردی حق ندارد پروژه های محرومیت زدایی و اجرای انرا به پیمانکاران واگذار نماید و اجرا می بایستی به مردم واگذار شود و یا گروههای جهادی. واینجا بود که متوجه شدیم این همه سختی و صبرمان در سه سال گذشته چه حکمتی داشت و بالاخره صدای آن مردم محرومی که خودشان هم این سه سال هم فرهنگی و هم حمایتی رشد بسیاری داشتند بالاخره به مسئولین رسید و به لطف خداوند توانستیم در حد محدودی به تکلیفمان عمل کنیم با اینکه هنوز راه ادامه دارد و به قول حاج احمد روسیاهیم.

امسال تصمیم داشتیم اربعین با بچه های موسسه برویم انجا و با جمع مردم روستا عزاداری کنیم و مردم روستا هم بی صبرانه منتظرند و هر روز تماس می گیرند، اما وقتی شاهد رشد فرهنگی با سرعت بالای این مردم هستیم(قسمتهایی از آنها در گزارشات ذکر شد و هنوز ادامه دارد) واقعا خجالت میکشم و میبینم من هیچ کار مفیدی نکرده ام!!!! هیچ کاری!!!، این مردم الان اصرار دارند بروند کربلا و هر روز پی گیرند، این مردم با شهید کاظمی خیلی خیلی بیشتر از مأنوسند و انگار شهید کاظمی مال انهاست و الحق این شهید هم برایشان سنک تمام گذاشته و میگذارد، هر سه وعده حتی در برف اذان پخش می شود و نماز برپاست.

بروم روستا چه بگویم و چه کار کنم، این همه رفتیم و بردندمان و برایمان کم نگذاشتند در این همه سال و شهید کاظمی همه دارو ندارش را برای رشد ما گذاشت اما من.....!!! این روزها احساس می کنم حاج احمد هم دیگر ما را نمی بیندبه خاطر ناسپاسی ها، کم کاری ها و ناشکری ها. مگر نه اینکه بهترین لحظات زندگیم را در این چند سال در موسسه گذراندم و در استانه سالگرد شهادت حاج احمد دست خالیم.

 چه گزارشی دارم که ارائه کنم، برنامه های گذشته پیش کش اردوی جهادی امسال هم.....هیچ چیز....هیچ هیچ.چقدر خواندم ونوشتم؟ چقدر کار فرهنگی کردم؟چقدر برنامه های موسسه را جدی گرفتم؟خودسازی و درسم چه؟ هیچی...پس خودم را تنبیه میکنم و با خود عهد میکنم تا برنامه ریزی و تلاش نکنم ونگاه مجدد شهدا را جلب نکنم، امسال اربعین را با تمام علاقه ای که داشته و دارم اما به دورک نمیروم….  

تا شاید تنبیه شوم و...مگر اینکه بطلبند و خودشان راهیم کنند و بعدش هم عهد و پیمان نشکنم و....

  • شهید گمنام

شهید کاظمی و بسیـج

جمعه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۸:۴۹ ق.ظ

دلم میخواست که حتما بیایند

ولی عقلم میگفت کلی کار دارند وتازه مریض هم هستند قول هم که ندادند گفتند اگر شد می آیم، به بچه ها نگفتم که میهمان شب کیست چون همان عقلم می گفت بچه ها از تحویل گرفتن مسئولین خیرها دیده اند!! ومی دانند که کسی مثل سردار حاج احمد کاظمی فرمانده لشکر 8 نجف اشرف برای یک جمع 50 الی 100  نفری به پایگاه نخواهد آمد،مثل همه آدمهای بزرگ ولی دلم می گفت می آید.تا آخر شب منتظر بودم نیامدند عقلم برنده شد،! سه روز بعد نامه ای با امضاء ایشان به اسم مسئول پایگاه و خطاب به همه اعضاء آمد معذرت خواهی کرده بودند که نتوانسته اند بیایند حالشان بد شده بود و بستری شده بودند،عقلم گفت من که گفتم او با همه فرق دارد!!!

  • شهید گمنام

صمیمیت

پنجشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۲۴ ب.ظ

  شهید کاظمی

بر خلاف برخی دیگر که حال یا به دلیل روحیه نظامی گری یا به دلیل خصلت های ذاتی چندان با نیروهای تحت امر گرم نمی گیرند، بسیار صمیمی و متواضع بود. علاوه بر این بر تماس فرمانده با بدنه سازمان به صورت نزدیک تاکید خاصی داشت به گونه ای که در مدت حدود ۴ ماه به 100 رده نیروی زمینی سرکشی کرده بود. حتی با پرسنل وظیفه هم بسیار گرم می گرفت.

  • شهید گمنام

صمیمیت در بازدیدها

پنجشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۴۹ ق.ظ

شهید کاظمی وقتی قرارشدکه سردارکاظمی برای سرکشی به یگان بیایند فرمانده یگان به علت عدم شناخت تصور می کرد که تاکید ایشان بیشتر بر نظم و انضباط سازمانی و ظاهری و خصوصیت های نظامی است.به همین جهت دستوراتی در این  راستا صادر کرده بود تاکید می کرد که در روز بازرسی نیروها از نظر وضع ظاهری مرتب و منظم باشند.وقتی شهید کاظمی تشریف آوردندتمام تصورات قبلی رنگ باخت.چون از همان ابتدا با همه گروه استقبال کننده با گرمی زیاد دست دادو سلام و احوالپرسی می کرد و برای صمیمیت بیشتر با نگاه به اتیکت نیروها اسمشان را می خواند و با اسم طرف را موردخطاب قرار می داد و احوالپرسی می کرد.چهره نورانی او در شعاع تواضع مثال زدنیش تلالو خاصی پیدا کرده بود.در میدان صبح گاه هنگام سان دیدن با دست و صورت و لبخند ابراز علاقه می کرد.موقع سخنرانی هم بر خلاف تصورات درباره لزوم تقویت بعد معنویت و روحیه معنوی نیروها و کار فرهنگی کرد و بر لزوم همراهی آمادگی نظامی و معنوی تاکید کرد.در حین سخنرانی هم بسیار صمیمی و دوست داشتنی سخن می گفت.بعد هم در بازدیدها هم همین گونه عمل می کرد.بعد از بازدید همه نیروها شیفته رفتار و مرام این فرمانده بزرگ شده بودند و به ایشان ابراز علاقه می کردند.تا این که گذشت و روز دوشنبه خبر شهادت ایشان در پادگان پیچید و بی اغراق همه نیروها در جو بهت و اندوه فرو برد.

  • شهید گمنام

آخرین ملاقات شهید کاظمی و رهبر انقلاب

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۳۴ ب.ظ

رهبر انقلاب فرمودند: آن روزى که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته شهادت بود؛ وقتى این جمله را گفتم، چشم‌هاى شهید کاظمى پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: «دو هفته پیش شهید کاظمى پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم:

  • گروه شهید احمد کاظمی

فاتح خرمشهر

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۲۵ ق.ظ

سرلشگر حاج قاسم سلیمانی (فرمانده سپاه قدس) : من تصورم این بود که وقتی خبر شهادت احمد گفته شد، حداقل تیتر همهء روزنامه های ما باید این جمله باشد که "فاتح خرمشهر شهید شد".
گفتن از او سخت است.چرا که هیچوقت از خودش نگفت. وقتی از او پرسیدند شما در عملیات فتح المبین چه کردید؟

  • گروه شهید احمد کاظمی

کلیپ صدای بسیار زیبای حاجی قبل از شهادت

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ق.ظ

صدای حاج احمد 
بسم الله الرحمن الرحیم ، ساعت -ده - و نُه و سی و پنج دقیه اس حدود یکساعت و سی دقیقه اس رو آسمونیم ، موتور نداریم و با سلام و صلوات ایشاالله میریم می شینیم ارومیه و ایشاالله که بخیربگذره ، اشهد وان لااله الا الله و اشهدو ان محمد رسول الله .....

حجم: 13.5 مگابایت
  • گروه شهید احمد کاظمی

 به نقل از روابط عمومی‌لشکر ۸ زرهی نجف اشرف کنگره شهدای عرفه به مناسبت یازدهمین سالگرد شهادت شهید کاظمی‌همراه دومین یادواره شهدای مدافع حرم لشکر ۸ زرهی نجف اشرف با عنوان از عشق تا دمشق روز پنج شنبه ۲۳ دی ماه ساعت ۱۸ در فرهنگسرای خارون – سالن شهروند نجف آباد برگزار می‌گردد.

  • شهید حاج احمد کاظمی

آرزوی شهادت شهید احمد کاظمی

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۰۶ ق.ظ
  • شهید حاج احمد کاظمی

کلیپی زیبا از شهید احمد کاظمی

دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۰۵ ق.ظ
  • شهید حاج احمد کاظمی
  • شهید حاج احمد کاظمی

لحظه سقوط هواپیمای شهید احمد کاظمی

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ
  • شهید حاج احمد کاظمی

شهید احمد کاظمی از زبان سردار قاسم سلیمانی

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۴۷ ب.ظ
  • شهید حاج احمد کاظمی
  • شهید حاج احمد کاظمی

بازخوانی نحوه شهادت احمد کاظمی و همراهانش

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۴۰ ب.ظ
به گزارش گلستان24، امروز هواپیمای جت دو موتوره فالکن نیروی هوایی سپاه با خلبانی سرتیپ پاسدار کروندی که خود هم فرمانده پایگاه هوایی قدر تهران و هم استاد خلبان با بیش از دو هزار ساعت پرواز بود از تهران به مقصد ارومیه عازم می ‌شود و در نزدیکی فرودگاه ارومیه موقع باز کردن چرخ های هواپیما به برج اطلاع می ‌دهد چرخ های هواپیما باز نمی ‌شود و از فرودگاه برای بازگشت به تهران اجازه می ‌گیرد. هواپیما فاصله زیادی از باند فرودگاه نگرفته بوده که خلبان به برج اطلاع می‌ دهد که هر دو موتور هواپیما از کار افتاده است و بعد از آن صدای خلبان قطع شده و هواپیما سقوط می ‌کند و هر 11 سرنشین هواپیما به شهادت می ‌رسند. اینها اظهارات سردار سید یحیی رحیم صفوی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در یک گفتگوی خبری در روز 19 دی ماه 84 اعلام می شود.
  • شهید حاج احمد کاظمی

شهید کاظمی+لحظه شهادت

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۴۹ ق.ظ
  • شهید حاج احمد کاظمی

مال دنیا

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۳۷ ق.ظ

حدود یک سال قبل از اینکه سردار به نیروی زمینی بروند یک روز من را برای یک مسئله حقوقی به دفتر احضار کردند .بنده مشاور حقوقی ایشان در نیروی هوایی سپاه بودم.

به دفتر ایشان رفتم .خیلی مضطرب وپریشان حال بودند و دائما دور اتاق قدم میزدند ( گویا یکی از افراد مشکل مالی برای مجموعه ایجاد کرده بود و اشتباه خودش را قبول نداشت ). گفتم: سردار بنشینیم و صحبت کینم… با همان حال گفتند: نه! گفتم: در خدمتم اتفاقی افتاده؟ گفتند: ما ( فرماندهان و مسئولان ) زمانی که باید به دنبال دنیا و لذت بردن از آن میرفتیم رفتیم به دنبال کسب آخرتمان الان که محاسنمان سفید شده و سن وسالی ازما گذشته به دنبال دنیا افتاده ایم…و این حرف همیشه در ذهن من مانده و میماند …

  • شهید حاج احمد کاظمی

سردار سرلشکر شهید احمد کاظمی

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۱۵ ق.ظ

زندگی نامه+خاطرات در ادامه مطلب

زندگی نامه

سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی در سال 1337 در نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود و همچون سایر جوانان، سرگرم تحصیل گردید. با پیدایش جرقه های انقلاب اسلامی دوشادوش ملت به مبارزه علیه رژیم ستم شاهی پرداخت و در بیست و سومین بهار زندگی خود، در اوایل سال 59 به کردستان رفت تا با رزمی بی امان، دشمنان داخلی انقلاب را منکوب نماید. او دوران جوانی خود را با لذت حضور در جبهه های نبرد از کردستان گرفته تا جای جای جبهه های جنوب در صف مقدم مبارزه با متجاوزان بعثی در سِـمت هایی چون: دو سال فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان، شش سال فرماندهی لشکر 8 نجف،

  • شهید حاج احمد کاظمی

انتظار پدر از فرزند

دوشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۵۱ ق.ظ

فرزند شهید …

فرزند شهید بودن کار آسانی نیست ، فرقی نمی‌کند فرزند یک بسیجی شهید باشی و یا یک سردار شهید ، البته تفاوت کوچکی می‌کند و آن اینکه شاید خیلی‌ها آن بسیجی شهید را نشناسند و تا ابد این فرزند شهید همچون پدرش گمنام بماند اما آن فرزند شهید باید یک فرد عادی در جامعه باشد اما نمی‌تواند عادی رفتار کند چون منسوب به یک واژه است : فرزند شهید

همه پدر او را کم و بیش می‌شناسند ، انتظارهایی که از ایشان و امثال محمد مهدی می‌رود به مراتب بیش از دیگران است و واقعا سخت است ، اما وقتی می‌بینی این فرزند سال‌ها تحت تربیت پدری همچون حاج احمد کاظمی‌بزرگ شده است و می‌تواند ادامه دهنده راه او باشد دلت قرص و محکم می‌شود که الحمدالله فرزندانش در راه این نظام و انقلاب هستند و می‌توانند مثل پدرشان جزو بهترین‌ها باشند .

  • شهید حاج احمد کاظمی

حاج احمد خادم الحسین علیه الاسلام

چهارشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۰۸ ب.ظ

حاجی حواسش به همه چیز بود،از محتوای سخنرانی و مداحی ها و نماز جماعتهای ظهر عاشورا و تاسوعا گرفته، تا گذاشتن چند نفر مامور جهت جفت کردن کفشهای عزاداران وگرفتن اسفند دم درب و دقت در توزیع صبحانه و غذای ظهر عاشورای و تاسوعا که به بهترین نحو ممکن صورت پذیرند.

برگزاری هیات و مراسم عزاداری در دهه اول محرم برایش ازاهم واجبات به شمار می آمد و خدایی سنگ تمام می گذاشت،اماکیفیت اجراء آن برایش خیلی مهم تر بود. بطوری که می توان از هیات عاشقان ثارالله لشکر 8 نجف اشرف بعنوان یک الگوی نمونه عزاداری نام برد.

ازچند وقت قبل بزرگترها و معتمیدنش در لشکر را خبر می کرد، چند تا بسیجی و یکی دو تاپیر غلام امام حسین (ع) سپس تقسیم کار می کرد، حاج حسین،حاج عباس، سید ناصر،حاج فاضل،حاج رضا، حاج غلامعلی، حاج آقا جنتیان، برادر احمد پور و بسیجی هرکدام بر اساس تخصص وتوان مسئولیتی را به عهده می گرفتند، آنها هم که حاجی را خوب می شناختند در عین حال اخلاص و صبر اما جدی، منظم و ریز بین.

  • شهید گمنام

دریافت فایل
حجم: 2.02 مگابایت

  • شهید حاج احمد کاظمی

حجم: 89 کیلوبایت
  • شهید حاج احمد کاظمی

خاطره سردارقربانی ازشهیدکاظمی وخرازی

پنجشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۲ ق.ظ

حجم: 333 کیلوبایت
  • شهید حاج احمد کاظمی

دانلود فایل صوتی استخاره برای شهید کاظمی

سه شنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۳۲ ق.ظ

دریافت فایل

حجم: 177 کیلوبایت
  • شهید حاج احمد کاظمی

فاتح خرمشهر بعد از دفاع مقدس

چهارشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۴۸ ق.ظ

احمد با کوله باری از تجربه و خاطراتی از حماسه و ایثار بسیجیان و دوستان شهیدش،راهی تهران شد.حالا باید مثل بچه‌های خوب و مودب لباس‌های اتو کشیده به تن کند ،در جلسات پشت میز بنشیند و نامه‌هایش را در کارتابل بخواند.خوب،چه اشکالی دارد! این نتیجه ی ماندن است.\”فاتح خرمشهر\” در آغاز راهی قرار گرفته که تحمل آن برای او مشکل و طاقت فرساست.

احمد شیری را می‌ماند که در قفس کرده اند،امّا شیر اگر در قفس هم باشد باز،هم شیر است.برای همین،احمد حتّی سخت تر از دوران دفاع مقدّس،چون سربازی فداکار خود را در اختیار فرمانده اش \”آقا سید علی آقا\” قرار می‌دهد و زمانی نمی‌گذرد که عشق به رهبری و ولایت پذیری او برسر زبان‌ها می‌افتد.پذیرفتن مأموریت بسیار سخت در شمال غرب کشور و حضور مقتدرانه و اثر گذار او در آنجا و رضایت فرمانده کل قوا از عملکرد احمد،نشاندهنده ی موفّقیّت او در رشد و سیر الی الله است.

منبع : کتاب احمد – بنی لوحی سید علی – ص ۱۳۱

  • شهید حاج احمد کاظمی

فرماندهی نیروی هوائی سپاه

سه شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۴۶ ق.ظ

احمد که از غرب بازگشت آنقدر کارنامه اش درخشان بود که فرمانده کل قوا حضرت آیت الله العظمی‌خامنه ای در فرازی از حکم انتصاب او نوشتند:

\”فرماندهی نیروی هوایی جوان و پر نشاط سپاه پاسداران را به شما که از سرداران کار آمد و پر توان و شجاع و برخوردار از سوابق درخشان در دوران دفاع مقدس و پس از آن می‌باشید می‌سپارم\”

حضور احمد کاضمی‌تحولی عظیم در نیروی هوایی بوجود آورد و از آنجا که او تحلیلی صحیح از شرایط سیاسی و نظامی‌و تهدیدات آینده داشت تمام توان خود را در تقویت بنیه ی موشکی جمهوری اسلامی‌ایران معطوف داشت که موفقیت تولید و آزمایش موشک شهاب۳ نمادی از این اراده فولادین است.در همین دوره بود که زلزله ای ویرانگر،شهر  بم را با خاک یکسان کرد.حضور احمد در همان ساعات اولیه و بسیج کلیه ی امکانات نیرو ی هوایی به منطقه و انتقال بیش از ۳۰ هزار مجروح به تهران،در کمتر از یک هفته،صفحه ی درخشان دیگری بر کارنامه ی افتخار آمیز احمد افزود.   نگارنده در آنجا شاهد بودم که او بدون خواب و خوراک و در ساده ترین صورت ممکن فرماندهی بزرگترین عملیات حمل و نقل هوایی را بر عهده گرفت در حالی که همه می‌گفتند:

احمد بیش از صد ساعت می‌شود که خواب را به چشمان خود حرام کرده است.

منبع : کتاب احمد ، بنی لوحی سید علی ، ص ۱۳۵

  • شهید حاج احمد کاظمی

یاد یاران سفر کرده

دوشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۴۶ ق.ظ

احمد با قلبی آکنده از دوستان شهیدش،بیش از هفت سال فرمانده ی شمال غرب کشور شد.جایی که صد‌ها نفر از شهیدانمان در ارتفاعات غرب پیرانشهر مانده بودند و این فرمانده ی دلسوز که مسؤو لیت بسیجی ماندن را هم بر شانه‌ها حمل می‌کند،شبهای زیادی را به یاد آنها گریسته است،در این دوره ی نسبتا طولانی که فرزندان احمد دوران رشد و شکوفایی خود را طی می‌کنند و بیش از هر زمانی به حضور پدر نیاز دارند،این مادر است که آن بار سنگین را تحمّل می‌کند و مانند همه ی دوران مشترک زندگی،خانه به دوش،مسؤولیت نبودن احمد را به انجام می‌رساند.و چه زیباست،در چنین شرایطی که لحظه  لحظه ی آن بوی شهادت می‌دهد و  هیچ شبی از آن بدون دلهره و اظطراب   نمی‌کذرد،وقتی احمد با بدنی خسته از مسؤولیتی سنگین به خانه باز می‌گردد یکی دو ساعت که نه،همان لحظه ی ورود،همه ی خستگی‌ها از بدن او برطرف می‌شود و این صفا و محبّت هدیه ی بانوی نمونه ای است که حضرت  صدیقه ی طاهره سلام الله علیها را الگو ی خود ساخته است.به اعتقاد من \”بزرگترین راز\”زندگی احمد را در اینجا باید جستجو کرد،اینکه تو بیش از هر کس دیگری به زندگی خود با همسرت عشق بورزی اما دنبال چیز دیگری باشی.شاید از این گنجینه ی نهفته در دل‌هایی که خودرا به کمتر از بهشت نفروخته اند در \”صحرای محشر \”رو نمایی می‌شود.

کتاب احمد – بنی لوحی سید علی – ص ۱۳۳

  • شهید حاج احمد کاظمی

صد ساعت بیداری شهید احمد کاظمی‌در بم

چهارشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۴۸ ب.ظ

زلزله بم اما جدا از همه جنبه‌های فنی و ناظر بر ساختمان سازی، فرصتی بود برای انسان‌سازی و چه خوب، کسی که در بم نگاه داشتن آتش شوق سال‌های خون و شهادت را در سینه خود به ظهور رساند، چند سالی بعد، پاداش حقیقی خود را دریافت کرد.

حاج احمد، تنها مرد سال‌های مقاومت و جهاد علیه دشمن بعثی نبود، بلکه هر جا ندای مظلومی‌شنیده می‌شد، باید زودتر از همه به دفاع برمی‌خاست.

خبر حادثه دلخراش زلزله بم را که شنید، اندوه همه وجودش را فرا گرفت؛ آن قدر که پیش از همه به نجات زلزله زده‌ها شتافت؛ «نخستین ناجی زلزله‌زدگان بم»، کسی نبود جز یادگار سال‌های دفاع مقدس، حاج احمد کاظمی؛ همان گونه به سان سال‌های جانبازی در جبهه‌ها گمنام و ناشناس، پیش از همه خود را به بم رسانده و مشغول کمک‌رسانی بود.

  • شهید حاج احمد کاظمی

شهید کاظمی

بابا خیلی روی زیارت عاشورا تأکید داشت.همیشه به من و سعید می‌گفت:قبل از خوابیدن و بیرون رفتن از خانه،هر قدر که می‌توانیم قرآن بخوانیم.می‌گفت تأثیرش را در زندگی تان می‌بینید.قرآن خواندن و زیارت عاشورای خودش که ترک نمی‌شد.هر روز صبح در راه محل کارش زیارت عاشورا می‌خواند.صبح‌های جمعه هم چهار تایی دور هم می‌نشستیم در همین اتاق و سوره جمعه می‌خواندیم.

منبع : کتاب احمد ، بنی لوحی سید علی ، ص ۱۳۹

روایت محمد مهدی کاظمی

  • شهید حاج احمد کاظمی